ترجمه "prensa" به فارسی
فشار, مطبوعات, روزنامهها بهترین ترجمه های "prensa" به فارسی هستند.
prensa
noun
verb
feminine
دستور زبان
Material impreso en general, especialmente periódicos y revistas. [..]
-
فشار
nounY cuando lo haga, estará rodeado por la prensa.
و وقتي نشون يده, تحت فشار محاصره خواهد شد.
-
مطبوعات
nounPor supuesto, toda la prensa británica se disgustó.
البته، تمام مطبوعات بریتانیایی از این موضوع عصبانی شدند.
-
روزنامهها
nounNo salía ni en los gráficos de la prensa.
در روزنامهها هیچ نموداری به من تعلق نمی گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- فشارآور
- فشردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prensa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prensa" با ترجمه به فارسی
-
نشست خبری
-
عدلبندی
-
پلتسازی · پلتكردن
-
خشتهسازي · فشردهسازی · پرسکاری
-
خبرنگاری زرد · چکیده
-
مصاحبه مطبوعاتی · مصاحبه و كنفرانس مطبوعات · نشست خبری · کنفرانس خبری
-
فیلتر فشاری
-
چرخشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن