ترجمه "primavera" به فارسی
بهار, باهار, پامچال بهترین ترجمه های "primavera" به فارسی هستند.
primavera
noun
feminine
دستور زبان
Tradicionalmente, la primera de las estaciones, La estación del crecimiento con una cantidad siempre de aumento de horas diurnas.
-
بهار
nounestación del año [..]
Cuando llegue la primavera, voy a practicar un nuevo deporte.
وقتی بهار آمد، قصد دارم ورزش جدیدی را شروع کنم.
-
باهار
باهار (bāhār)
-
پامچال
noun
-
ترجمه های کمتر
- behār
- بهار زندگانی
- جوانی
- فصل بهار
- پر نشاط
- گل نوروز
- گل پامچال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primavera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Primavera
-
فاختهها
-
پامچال
-
کوکوها
تصاویر با "primavera"
عباراتی شبیه به "primavera" با ترجمه به فارسی
-
ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد · ماهي گرمباد · ماهی آزاد اقیانوس آرام
-
پریمولا فارینوسا
-
بهار عربی
-
حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس · چوب زودرس
-
پیازچه
-
گندم بهاره
-
بهار پراگ
-
محصولات زراعی بهاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن