ترجمه "prisa" به فارسی
عجله, سرعت بهترین ترجمه های "prisa" به فارسی هستند.
prisa
noun
feminine
دستور زبان
(o juble) prisa
-
عجله
nounCometes errores si haces las cosas con prisa.
اگر در انجام کار ها عجله کنی، اشنباه می کنی
-
سرعت
nounNo iremos a ninguna parte de prisa unidos por los tobillos.
مرد, نميتونيم با اين پابندها با سرعت جايي بريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prisa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن