ترجمه "problema" به فارسی

مشکل, مسئله, اشکال بهترین ترجمه های "problema" به فارسی هستند.

problema noun masculine دستور زبان

situación que está generando un problema [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    noun

    situación que requiere de una solución

    La adicción es uno de los problemas de la juventud de nuestros días.

    اعتیاد یکی از مشکلات جوانان دوران معاصر است.

  • مسئله

    noun

    Creo que para él es imposible resolver el problema.

    فکر میکنم برای او امکان دارد که مسئله را حل کند.

  • اشکال

    noun

    Para muchos, las contradicciones no constituyen un problema.

    البته، در نظر خود ساحران وجود تناقضات ابداً ایجاد اشکال نمیکند.

  • ترجمه های کمتر

    • بیماری
    • دلواپسی
    • رنجش
    • زحمت
    • سختی
    • مایه زحمت
    • مرض
    • مشک
    • نگرانی
    • گرفتاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " problema " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "problema" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "problema" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه