ترجمه "propio" به فارسی
برازنده, ذاتی, فراخور بهترین ترجمه های "propio" به فارسی هستند.
propio
adjective
masculine
دستور زبان
Perteneciente a. [..]
-
برازنده
adjectiveAcertadamente se te ha llamado Mastani, la que baila su propia melodía.
نام برازنده اي برايت انتخاب کردند ، مستاني کسي که به ساز خود ميرقصد
-
ذاتی
adjectiveQue es parte natural o consecuencia de algo.
-
فراخور
adjectivePor lo tanto, los matrimonios deben tomar su propia decisión sobre la base de sus circunstancias personales y de su propia conciencia y sentimientos.
از این رو، هر زن و شوهر باید به فراخور حال خود و آنچه وجدان طرفین میگوید در این مورد تصمیم بگیرند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propio" با ترجمه به فارسی
-
زمان ویژه
-
از طرف خود كس
-
اسم خاص · اسم علم · نام · نام شخص
-
گلبهخودی
-
حرکت خاص
-
حقوق صاحبان سهام
-
خودیار
-
مقدار ویژه و بردار ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن