ترجمه "proteína" به فارسی
پروتئین, پروتئینها در رژیم غذایی بهترین ترجمه های "proteína" به فارسی هستند.
proteína
noun
feminine
دستور زبان
Clase de polímero orgánico compuesto, de gran peso molecular, constituido por una variedad de alfa-aminoácidos unidos por enlaces péptidos.
-
پروتئین
nounmolécula biológica formada por cadenas lineales de aminoácidos
En palabras simples, resilina es una proteína, es el caucho más elástico en la Tierra.
رزیلین که یه نوع پروتئین محسوب میشه ارتجاعیترین لاستیک موجود در جهانه.
-
پروتئینها در رژیم غذایی
nutriente para el cuerpo humano
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proteína " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proteína" با ترجمه به فارسی
-
پروتئينهاي انتقالي · پروتئينهاي حامل · پروتیئنهای اتصالی
-
پروتئینهای ساختاری
-
ارزش زيستي پروتئين · ارزش پروتئين · نسبت كارايي پروتئين · پروتئين قابل هضم · کاربرد خالص پروتئین · کیفیت پروتئین
-
ساختار پروتئین
-
پروتئین غشائی درونی
-
پروتئین فلورسنت سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن