ترجمه "protector" به فارسی
جان پناه, حامی, قیم بهترین ترجمه های "protector" به فارسی هستند.
protector
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Destinado o con el deseo de proteger.
-
جان پناه
noun -
حامی
nounEstaban muy ocupados siendo monstruos en vez de protectores.
اونا به جای حامی شدن ، مشغول هیولا شدن بودن
-
قیم
noun
-
ترجمه های کمتر
- مدافع
- ولی
- پشتیبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protector " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "protector" با ترجمه به فارسی
-
مواد محافظ به علفکش
-
محافظت از شنوايي · محافظتکنندههای شنوایی
-
محافظ صفحه نمایش
-
بیضه بند · فتق بند
-
ضدآفتاب
-
پوشش محافظ
-
فرشته نگهبان
-
برق گیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن