ترجمه "puesto" به فارسی

جای, جایگاه, مقام بهترین ترجمه های "puesto" به فارسی هستند.

puesto adjective conjunction noun verb masculine دستور زبان

pequeño establecimiento de venta [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای

    noun

    Entonces no es una sorpresa que haya mucho esfuerzo puesto en buscar combustibles alternativos para cocinar.

    جای تعجبی ندارد که تلاش های زیادی شده تا یک جایگزین برای سوخت آشپزی پیدا شود.

  • جایگاه

    noun

    Nadie quiere poner este tío en el banquillo de los acusados.

    هیچکس نمی خواد این یارو رو تو جایگاه شهود بزاره

  • مقام

    noun

    No si yo te recomiendo para el puesto permanente.

    نه اگه يه مقامِ تمام وقت رو بهت پيشنهاد بدم.

  • ترجمه های کمتر

    • پست
    • اجازه نامه
    • بجای
    • جا
    • خوابگاه کشتی
    • در عوض
    • محل
    • محل داد و ستد
    • مزرعه
    • مسکن
    • پروانه
    • یادداشت مختصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puesto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "puesto"

عباراتی شبیه به "puesto" با ترجمه به فارسی

  • به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن · قمار کردن
  • اورانگوتان
  • مكان · منصوب نمودن · نشلیدن · نصب کردن · نهادن · هشتن · وایسوندن · کار گذاشتن · گذاشتن
  • پیادهسازی
  • نگهداری · نگهداشت
  • بچهداری سربار
  • تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • نظر کردن به
اضافه کردن

ترجمه های "puesto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه