ترجمه "pulir" به فارسی
براق کردن, جلا دادن, صیقل دادن بهترین ترجمه های "pulir" به فارسی هستند.
pulir
verb
دستور زبان
mantener relaciones sexuales [..]
-
براق کردن
verb -
جلا دادن
verbEn algunas teteras, la arcilla se ha pulido por el té hecho desde hace unos 400 años.
در بعضي قوري ها جلا دادن با درست کردن چاي در اون ها به مدت 400 سال انجام شده.
-
صیقل دادن
verbeso es pulir el dibujo.
این صیقل دادن نقاشی است.
-
ترجمه های کمتر
- واکس زدن
- پولیش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pulir"
عباراتی شبیه به "pulir" با ترجمه به فارسی
-
جلادادن · صیقلکاری · پرداختگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن