ترجمه "pulsera" به فارسی
بازوبند, دستبند بهترین ترجمه های "pulsera" به فارسی هستند.
pulsera
noun
feminine
دستور زبان
Joya que se porta en el brazo por más arriba de la muñeca.
-
بازوبند
nounJoya que se porta en el brazo por más arriba de la muñeca.
-
دستبند
nounA cada invitado se le exigirá que lleve una pulsera de seguridad.
از هر کدوم از مهمونا خواسته میشه که یه دستبند محافظتی رو به دستشون کنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulsera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pulsera"
عباراتی شبیه به "pulsera" با ترجمه به فارسی
-
saat · ساعت · ساعت مچی
-
ساعت مچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن