ترجمه "puro" به فارسی
سیگار برگ, استفاده نشده, بافضیلت بهترین ترجمه های "puro" به فارسی هستند.
puro
adjective
noun
adverb
masculine
feminine
دستور زبان
villero que escucha cumbia y huele a pata [..]
-
سیگار برگ
nounpaquete firmemente enrollado de tabaco secado y fermentado, liado sin papel
-
استفاده نشده
adjective -
بافضیلت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- سیگار
- عفیف
- محض
- ناب
- پاک
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "puro"
عباراتی شبیه به "puro" با ترجمه به فارسی
-
ریاضیات محض
-
نقد عقل محض
-
حرف توخالی · حرف مزخرف
-
خوش جنس · پاک نژاد
-
آیین بودای پاک بوم
-
دودمانهای خالص · سلسلههاي خالص
-
کشت انفرادی · کشت تکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن