ترجمه "puta" به فارسی
جنده, فاحشه, فاک بهترین ترجمه های "puta" به فارسی هستند.
puta
noun
adjective
feminine
دستور زبان
mujer de la vida fácil [..]
-
جنده
noun -
فاحشه
nounEse viejo tacaño no pagaba ni a sus putas.
اون پیر خسیس حتی پول فاحشه هارم نمیداد!
-
فاک
interjection
-
ترجمه های کمتر
- دریده
- راکاره
- سلیطه
- پتیاره
- کلاهبردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puta" با ترجمه به فارسی
-
خاطرات روسپیان غمگین من
-
مادر جنده
-
جنده خانه · جندهخانه · روسپی خانه · روسپیخانه · فاحشه خانه · فاحشهخانه · قحبه خانه · قحبهخانه
-
جن · دریده · دسته · ساحره · سلیطه · سیگار · پتیاره · پری · ژیگولو · کونی
-
جن · دریده · دسته · ساحره · سلیطه · سیگار · پتیاره · پری · ژیگولو · کونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن