ترجمه "quedarse" به فارسی
بازماندن, ماندن, ایستادن بهترین ترجمه های "quedarse" به فارسی هستند.
quedarse
verb
دستور زبان
Continuar a estar en un lugar o en un estado. [..]
-
بازماندن
verb -
ماندن
verbIba a avanzar, porque retroceder no es una opción y quedarse sin hacer nada no es suficiente.
میخواهم به جلو بروم، چون به عقب رفتن ممکن نیست، بیحرکت ماندن کافی نیست.
-
ایستادن
verbSer agresivo y demasiado insistente o quedarse vigilando el exhibidor como un guardia.
تندخویی، اصرار ورزی یا ایستادن کنار چرخدستی مثل پلیس.
-
ترجمه های کمتر
- ایستادگی کردن
- تحمل کردن
- تلف شدن
- در انتظار ماندن
- مردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- ناگهان ناپدیدشدن
- هلاک شدن
- وفا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quedarse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن