ترجمه "quema" به فارسی
سوختن, آتشگرفتن, بيشعلهسوختن بهترین ترجمه های "quema" به فارسی هستند.
quema
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
سوختن
nounAsí que ahí está, las retinas se están quemando.
در این تصویر شبکیه ی چشم ما در حال سوختن است.
-
آتشگرفتن
-
بيشعلهسوختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quema"
عباراتی شبیه به "quema" با ترجمه به فارسی
-
سوختن
-
بافتمردگی · نکروز · گانگرن
-
سیاست زمین سوخته
-
خاکسترسازی پسمانده
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
کتابسوزی
-
هيمه · هیزم
-
بریدن و سوزاندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن