ترجمه "queso" به فارسی
پنیر, جبن, پنير بهترین ترجمه های "queso" به فارسی هستند.
queso
noun
masculine
دستور زبان
deseos de tener sexo [..]
-
پنیر
nounalimento sólido hecho de leche
Todos saben que la luna está hecha de queso.
همه می دانند که ماه از پنیر ساخته شده است.
-
جبن
-
پنير
Eso es lo más complicado como mis dilemas queso suele conseguir.
اين همون اندازه دشواره که مسئله پنير من دشواره.
-
[[پنیر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " queso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "queso"
عباراتی شبیه به "queso" با ترجمه به فارسی
-
پنیر پرورده
-
پنیرسازی
-
لور
-
دلمه پنیر
-
پنیر فراوریشده
-
پنیر خامهای
-
پنیر چدار
-
آبپنیر · خمير آبپنير
اضافه کردن مثال
اضافه کردن