ترجمه "rally" به فارسی
رالی ترجمه "rally" به فارسی است.
rally
noun
masculine
دستور زبان
-
رالی
tipo de competición automovilística
Soy el menor de tres hermanos y los dos mayores corren en rally.
خوب ، وقتی که من 3 سالم بود برادر بزرگم توی مسابقه ی رالی بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rally " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rally" با ترجمه به فارسی
-
راننده رالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن