ترجمه "rango" به فارسی
رتبه, رتبه (جبر خطی), رده بهترین ترجمه های "rango" به فارسی هستند.
rango
noun
masculine
دستور زبان
Distancia entre la nota más baja y la más alta que puede producir un instrumento musical. [..]
-
رتبه
nounLos machos de alto rango actúan así muy seguido.
نرهای عالی رتبه زیاد از این کارها می کنند.
-
رتبه (جبر خطی)
-
رده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rango " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rango
-
دامنه
noun properIntenté doblar el rango del muestreo y se dispararon alarmas.
سعی کردم دامنه نمونه ها رو دوبرابر کنم باعث شد هشدار روشن بشه.
عباراتی شبیه به "rango" با ترجمه به فارسی
-
محدوده داده خارجی
-
ارشدیت
-
دامنه بین چارکی
-
دانشسرا
-
برتر بودن · درجه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن