ترجمه "raro" به فارسی
عجیب, عجیب و غریب, نادر بهترین ترجمه های "raro" به فارسی هستند.
raro
adjective
masculine
دستور زبان
Extrañamente no convencional en estilo o aspecto. [..]
-
عجیب
adjectiveEs tan rara que los físicos recurren a una u otra interpretación paradójica de ella.
آنقدر عجیب و غریب است که فیزیکدانها به این یا آن تعبیر پارادوکسگونه متوسل میشوند.
-
عجیب و غریب
adjectiveEs tan rara que los físicos recurren a una u otra interpretación paradójica de ella.
آنقدر عجیب و غریب است که فیزیکدانها به این یا آن تعبیر پارادوکسگونه متوسل میشوند.
-
نادر
adjectiveEsto no es raro, aunque va en contra de la ley en la mayoría de los países.
این موارد نادر نیست، هرچند در بیشتر کشورها غیرقانونی است.
-
ترجمه های کمتر
- برفکی
- بیگانه وار
- شاذ
- غریب
- غیر متداول
- غیرمعتاد
- غیرمعمول
- فلسی
- مخنث
- مست لایعقل
- نایاب
- پوسته پوسته
- کمیاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "raro"
عباراتی شبیه به "raro" با ترجمه به فارسی
-
روح · شبح
-
عناصر کمیاب خاک · لانتانيدها
-
روح · شبح
-
گازهای نجیب
-
عنصرهای خاکی کمیاب
-
به ندرت · ندرت
-
بیماری نادر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن