ترجمه "rasgo" به فارسی
خط, خصلت, خصیصه بهترین ترجمه های "rasgo" به فارسی هستند.
rasgo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Cualidad característica de un ser o una cosa.
-
خط
noun -
خصلت
porque somos muy testarudos y tenemos todos estos otros rasgos.
چون خیلی سرسخت بودیم و همه مون خصلت های دیگه ای داشتیم.
-
خصیصه
nounEsos son rasgos de emprendedores que uno quiere fomentar.
اینا خصیصه های کارآفرینی اند که باید تغذیه شون کنید.
-
ترجمه های کمتر
- خطوط چهره
- خواص
- صفات مشخصه
- صفت
- ویژگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasgo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rasgo" با ترجمه به فارسی
-
اجزاء صورت
-
خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
-
دراندن · دریدن · فتردن · پاره کردن
-
صفات شخصیتی
-
صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی
-
ویژگیهای آب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن