ترجمه "receptor" به فارسی
سینک, گیرنده, عامل احساس بهترین ترجمه های "receptor" به فارسی هستند.
receptor
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Molécula de proteína, embebida en la membrana de plasma o el citoplasma de una célula, a la cual puede unirse una molécula de señalización del móvil. [..]
-
سینک
noun -
گیرنده
nounAhora miremos de cerca a estos receptores milagrosos.
حال بییاییم بر این گیرنده های شگفت انگیز نگاه نزدیکی داشته باشیم.
-
عامل احساس
noun
-
ترجمه های کمتر
- وصول کننده
- پذیرایی کننده
- گیرنده (نظریه اطلاعات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receptor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "receptor" با ترجمه به فارسی
-
گیرنده سوپرهترودین
-
گیرنده استیلکولین
-
گیرنده
-
جانوران گیرنده
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
-
گیرنده آدرنرژیک
-
آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن