ترجمه "receta" به فارسی
دستور پخت, دستورالعمل, صدور فرمان بهترین ترجمه های "receta" به فارسی هستند.
receta
noun
verb
feminine
دستور زبان
Un medio de curación o de restablecimiento de la salud.
-
دستور پخت
Que nadie salga de aquí hasta que me den la receta.
درضمن تا من دستور پخت شو نگرفته م, کسي از اينجا بيرون نميره.
-
دستورالعمل
nounNo existe una receta sencilla para un lugar.
هیچ دستورالعمل ساده ای برای یک منطقه وجود ندارد.
-
صدور فرمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "receta"
عباراتی شبیه به "receta" با ترجمه به فارسی
-
نسخه پزشک
-
دستور غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن