ترجمه "recuerdo" به فارسی
اثر, خاطره, ره اورد بهترین ترجمه های "recuerdo" به فارسی هستند.
recuerdo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Objeto que ayuda a recordar. [..]
-
اثر
nounPero yo lo recuerdo por las magulladuras que le dejaba a Janet.
ولي من آثار کبودي هاي رو که روي بدن جانت برجاي مي گذاشت به ياد ميارم
-
خاطره
nounEntonces, ¿qué pasaría si pudiéramos entrar en el cerebro y encontrar un solo recuerdo, para comenzar?
اما در عوض شاید بتوانیم با رفتن داخل مغز، و تنها پیدا کردن یک خاطره شروع کنیم.
-
ره اورد
noun
-
ترجمه های کمتر
- سوغات
- سوغاتی
- عتیقه
- یادگار
- یادگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recuerdo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "recuerdo"
عباراتی شبیه به "recuerdo" با ترجمه به فارسی
-
به یاد آوردن · مستغرق شدن در · یاد آمدن · یاد اومدن · یاد کردن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن