ترجمه "reforma" به فارسی
احیا, اصلاح, اصلاحات بهترین ترجمه های "reforma" به فارسی هستند.
reforma
verb
دستور زبان
-
احیا
noun -
اصلاح
nounAmbos pueden ser líderes de la reforma de nuestro sistema de justicia penal.
هر دو میتوانند برای تغییر و اصلاح سیستم قضایی کیفری رهبر باشند.
-
اصلاحات
nounNo hay reforma sensata y no podemos permitirnos un mundo, un futuro, sin una reforma sensata.
این اصلاحات معقولی نیست، ما نمیتوانیم از عهده جهان و آینده آن بدون اصلاحات معقول برآئیم.
-
ترجمه های کمتر
- اصلاحطلبی
- تجدید سازمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reforma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reforma" با ترجمه به فارسی
-
اصلاح اراضی کشاورزی · اصلاحات ارضی
-
اصلاحات آموزشی
-
اصلاح اراضی کشاورزی · اصلاحات ارضی
-
کلیسای اصلاحی هلندی
-
اصلاح فعالیت کشاورزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن