ترجمه "regalo" به فارسی
هدیه, پیشکش, استعداد بهترین ترجمه های "regalo" به فارسی هستند.
regalo
masculine
دستور زبان
Algo dado a otra persona voluntariamente y sin cobrar.
-
هدیه
nounentrega de dinero u objetos sin requerir algo a cambio
Mi tía me ha mandado un regalo de cumpleaños.
عمه ام هدیه تولدی برایم ارسال کرده است.
-
پیشکش
nounNaamán le ofreció a Eliseo regalos valiosos, pero este los rechazó.
نُعمان به اَلِیشَع هدایای پرارزشی پیشکش کرد، اما او نپذیرفت.
-
استعداد
nounHabía sido un gran regalo saber el resultado de esta guerra.
. اگر نتيجه اين جنگ رو مي دونستي ، استعداد بزرگي بود
-
ترجمه های کمتر
- ره اورد
- موهبت
- پیشکشی
- کادو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regalo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "regalo"
عباراتی شبیه به "regalo" با ترجمه به فارسی
-
دادن
-
اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن