ترجمه "remoto" به فارسی
دور, خیلی دور, دورافتاده بهترین ترجمه های "remoto" به فارسی هستند.
Poco creíble; improbable; que no se puede esperar razonablemente. [..]
-
دور
adjectiveMe encuentro en una isla remota de Micronesia.
من در جزيرهاي دور دست در ميكرونزيا هستم.
-
خیلی دور
adjectiveEn realidad creo que la perspectiva de una IA consciente es bastante remota.
البته فکر می کنم که این دیدگاه درباره هوش مصنوعی هشیار خیلی دور از ذهن است.
-
دورافتاده
adjectiveLa tecnología educativa debe introducirse primero en las zonas remotas y en otras zonas después.
تکنولوژی آموزش ابتدا باید در بخش های دورافتاده معرفی بشود، و بعد بخش های دیگر.
-
راه دور
Era como si les estuviera dando un control remoto sobre la información.
مثل این بود که من کنترل از راه دور بر روی اطلاعات را به آنها داده بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remoto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "remoto" با ترجمه به فارسی
-
دستگاههای کنترل از راه دور · كنترل از دور · کنترل از دور · کنترل از راه دور
-
دسترسی از دور
-
پروتکل صفحه نمایش از راه دور
-
نرم افزار کنترل از راه دور
-
اتصال رسانه راه دور
-
واحد پایانه دوردست