ترجمه "requerir" به فارسی
احتياج داشتن, ایجاب کردن, به التماس خواستن بهترین ترجمه های "requerir" به فارسی هستند.
requerir
verb
دستور زبان
Demandar o exigir como indispensable. [..]
-
احتياج داشتن
Tener el sentimiento que algo es necesario y que debe ser obtenido.
-
ایجاب کردن
verbb) ¿Qué requirió seguir el principio de la jefatura en la congregación cristiana del siglo primero?
ب) اطاعت از اصل سَروَری در جماعت مسیحی قرن اول چه چیز را ایجاب کرد؟
-
به التماس خواستن
verb
-
ترجمه های کمتر
- درخواستن
- دعا کردن به
- سوگند دادن
- قسم دادن
- لابه کردن
- مستلزم بودن
- نیازمند بودن
- پرسیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " requerir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "requerir" با ترجمه به فارسی
-
تحلیل نیازمندیها
-
بایا · شرط لازم · ضرورت · لازمه · لزوم · نیاز · نیازمندی · چیز ضروری
-
مهندسی نیازمندیها
-
نرخهاي بذركاري · نرخهای بذرافشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن