ترجمه "resina" به فارسی

انگم, صمغ, راتینه بهترین ترجمه های "resina" به فارسی هستند.

resina noun feminine دستور زبان

Producto orgánico sólido o semi-sólido de origen natural o sintético sin punto de fusión definido, generalmente de alto peso molecular.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگم

    sustancia viscosa de origen vegetal o sintético

  • صمغ

    noun

    Una técnica para hacer modelos de peces recubiertos con resina.

    روشی برای تهیه ی مدلهای ماهی پوشیده از صمغ

  • راتینه

  • ترجمه های کمتر

    • رزین
    • عنبر
    • کهربا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "resina"

عباراتی شبیه به "resina" با ترجمه به فارسی

  • دامارها · رزینها · صمغ سندروس · مصطکی · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار
  • اپوکسی
  • دامارها · رزینها · صمغ سندروس · مصطکی · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار
  • اولئورزینها · بنزويين
  • اولئورزینها · بنزويين
  • اپوكسيدها · بسپارهاي اپوكسي · ترکیبات اپوکسی · رزينهاي اپوكسي
اضافه کردن

ترجمه های "resina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه