ترجمه "respirar" به فارسی
نفس کشیدن, دم زدن بهترین ترجمه های "respirar" به فارسی هستند.
respirar
verb
دستور زبان
Llevar repetidamente aire hacia dentro de los pulmones y expulsarlo de allí, de manera de extraer oxígeno y expulsar los desechos producidos.
-
نفس کشیدن
verbOla tras ola, apenas hay tiempo para respirar.
موجی پس از موج دیگر، به سختی زمان برای نفس کشیدن هست.
-
دم زدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respirar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "respirar" با ترجمه به فارسی
-
تایم · تسکین · تنفس · دم · فرصت · مهلت · مکث · وقفه · کاهش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن