ترجمه "retina" به فارسی

شبکیه, شبكيه, شبکیه چشم بهترین ترجمه های "retina" به فارسی هستند.

retina noun feminine دستور زبان

Delgada capa de células en el fondo del globo ocular en donde la luz es convertida en señales enviadas al cerebro.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شبکیه

    tejido que forma parte del ojo

    En el lado derecho, mi retina es perfectamente simétrica.

    در طرف راست، شبکیه چشم من کاملا متقارنه.

  • شبكيه

    la luz entra, llega atrás de la retina y circula,

    نور وارد شده و به پشت شبكيه برخورد كرده و به گردش در آمده

  • شبکیه چشم

    noun

    En el lado derecho, mi retina es perfectamente simétrica.

    در طرف راست، شبکیه چشم من کاملا متقارنه.

  • ترجمه های کمتر

    • عدسيهاي چشم
    • قرنيه
    • مردمك
    • ملتحمه
    • پلك سوم
    • پلكها
    • چشمها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "retina"

عباراتی شبیه به "retina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "retina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه