ترجمه "retrato" به فارسی
چهرهنگاری, تصویر, شرح حال بهترین ترجمه های "retrato" به فارسی هستند.
retrato
noun
verb
masculine
دستور زبان
tener un aparecido a una persona [..]
-
چهرهنگاری
representación artística de personas
-
تصویر
nounEs la forma en que los medios han retratado a gente como yo.
این چیزیست که رسانهها از افرادی مانند من تصویر کردهاند.
-
شرح حال
Representación detallada de una persona o de un objeto.
-
ترجمه های کمتر
- طرح
- نقاشی
- پرتره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retrato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "retrato"
عباراتی شبیه به "retrato" با ترجمه به فارسی
-
طرح
-
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی
-
نگارگری صورت
-
رسم کردن · شرح دادن
-
عکاسی پرتره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن