ترجمه "riesgo" به فارسی
خطر, خطرپذیری, ریسک بهترین ترجمه های "riesgo" به فارسی هستند.
Número esperado de vidas perdidas, personas heridas, daño a los bienes e interrupción de la actividad económica debido a un fenómeno natural particular, y por lo tanto el producto de la probabilidad de la ocurrencia y de la magnitud prevista de daño. [..]
-
خطر
nounYo sólo planeo el golpe, y luego lo vendo a quien quiere correr el riesgo.
من فقط نقشه سرق رو میکشم ، بعدشم میفروشمش به هرکسیکه دلش میخواد خطر کنه.
-
خطرپذیری
De hecho tienden a correr un pequeño riesgo.
آنها در اصل به خطرپذیری گرایش پیدا میکنند.
-
ریسک
رویداد با امکان اثرات منفی
Y para cualquiera, el primer paso hacia la belleza implica un riesgo enorme.
و برای تمام ما اولین قدم به سمت زیبایی همراه با ریسک بزرگیست.
-
ترجمه های کمتر
- تنظیم مجدد
- قمار
- مخاطره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riesgo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "riesgo" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
فاکتورهای خطرپذیری
-
ریسک سیاسی
-
آهنگ خرابی
-
ریسک نرخ ارز
-
ریسک قانونی
-
برخورد پرنده
-
کژمنشی