ترجمه "risa" به فارسی
خنده, الت دست, دست نشانده بهترین ترجمه های "risa" به فارسی هستند.
risa
noun
feminine
دستور زبان
-
خنده
nounrespuesta a determinados estímulos
Jack fue objeto de las risas de todos los chicos.
جک مورد خنده همه آن پسرها قرار گرفته بود.
-
الت دست
noun -
دست نشانده
noun
-
ترجمه های کمتر
- دلقک
- مایه خنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " risa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "risa"
عباراتی شبیه به "risa" با ترجمه به فارسی
-
دی نیتروژن مونوکسید
-
خرخر · خرناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن