ترجمه "robo" به فارسی

دزدی, دستبرد, سرقت بهترین ترجمه های "robo" به فارسی هستند.

robo noun verb masculine دستور زبان

Acto de entrar a un lugar con la intención de robar. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دزدی

    noun

    Acción de tomar posesión ilegítimamente de algo que pertenece a otros.

    En la ausencia de justicia, ¿qué es soberanía sino robo organizado?

    در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته.

  • دستبرد

    noun

    Ellos son los que robaron el banco, tío.

    اونا همونايي بودن که به بانک دستبرد زدن پسر.

  • سرقت

    noun

    Este es el segundo robo en una de nuestras sucursales en un año.

    اين دومين سرقت از شعبه هاي ما در يک سال اخيرـه.

  • ترجمه های کمتر

    • دزدي كشاورزي
    • راهزنى
    • يغما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " robo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "robo"

عباراتی شبیه به "robo" با ترجمه به فارسی

  • سرقت هویت
  • بلند کردن · دزدی کردن · دزدیدن · دستبرد زدن · ربودن · رشد پیدا کردن · سرقت مسلحانه کردن · گوش بریدن
  • از من دزدی شده
  • بلند کردن · دزدی کردن · دزدیدن · دستبرد زدن · ربودن · رشد پیدا کردن · سرقت مسلحانه کردن · گوش بریدن
  • بلند کردن · دزدی کردن · دزدیدن · دستبرد زدن · ربودن · رشد پیدا کردن · سرقت مسلحانه کردن · گوش بریدن
اضافه کردن

ترجمه های "robo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه