ترجمه "rollo" به فارسی
طومار, حرف توخالی, حرف مزخرف بهترین ترجمه های "rollo" به فارسی هستند.
rollo
noun
masculine
دستور زبان
persona con la que se mantiene esa relación pasajera [..]
-
طومار
nounlámina, generalmente de papiro o pergamino enrollada sobre sí misma, en que se escribía
Esto indicaba que era parte de un códice, no de un rollo.
این موضوع نشان میدهد که آن نوشته احتمالاً به یک کودِکس تعلّق داشته، نه به یک طومار.
-
حرف توخالی
noun -
حرف مزخرف
noun -
پیچک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rollo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rollo" با ترجمه به فارسی
-
الوارکنی چوبکوتاه
-
چوب گرد
-
رول دارچینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن