ترجمه "romper" به فارسی
شکستن, ادامه ندادن, از بین بردن بهترین ترجمه های "romper" به فارسی هستند.
romper
verb
دستور زبان
terminar una relación sentimental [..]
-
شکستن
verbRompo la cuarta pared cuando ya he roto la cuarta pared.
شکستن دیوار چهارم درجایی که یه بار دیوار چهارم شکسته.
-
ادامه ندادن
verb -
از بین بردن
verbCon las torturas tratan de romper tu sentido de identidad.
وقتی شکنجه می شی اولین کاری که اونا می کنن از بین بردن حس درونته
-
ترجمه های کمتر
- بریدن
- بس کردن
- جدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " romper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "romper" با ترجمه به فارسی
-
پوست زخم · گر
-
بدهكاري · بدهی · ورشكستگي
-
گوش شکسته
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
-
استخوان · دندان فیل · رنگ عاج · عاج
-
نیها و راتانها
-
روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله
-
پوست زخم · گر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن