ترجمه "ropa" به فارسی
لباس, پوشاک, لباسشوءی بهترین ترجمه های "ropa" به فارسی هستند.
ropa
noun
feminine
دستور زبان
Prenda diseñada para ser portada sobre el cuerpo de una persona.
-
لباس
nounA cada persona se le otorgó suficiente comida y ropa.
به هر نفر، غذا و لباس کافی داده شد.
-
پوشاک
nounDebemos proveer comida y ropa para los pobres.
ما باید به افراد فقیر خوراک و پوشاک بدهیم.
-
لباسشوءی
-
ترجمه های کمتر
- جامه
- جامه لباس
- رخت
- لباس زیبا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ropa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ropa"
عباراتی شبیه به "ropa" با ترجمه به فارسی
-
رخت · لباسشوءی
-
گیره رخت
-
زیر پوشی زن
-
پوشش محافظ
-
اتو
-
اتو
-
زیر پوشی زن
-
لباس شنا · مایو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن