ترجمه "rueda" به فارسی

چرخ, لاستیک, وادار کننده بهترین ترجمه های "rueda" به فارسی هستند.

rueda noun verb feminine دستور زبان

Un objeto circular que da vueltas sobre un eje central permitiendo así un movimiento con poca fricción.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    pieza mecánica circular que gira alrededor de un eje [..]

    Veo sillas de ruedas compradas y vendidas como autos usados.

    من می دیدم که صندلی های چرخ دار مثل ماشین های دست دوم خرید و فروش می شوند.

  • لاستیک

    noun

    La pasta se ocultaba en las ruedas de auxilio.

    خمیر کوکائین تو لاستیک های زاپاس جاسازی شده بود

  • وادار کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rueda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rueda
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخ

    noun

    Si se gira la Rueda Dorada tres veces se autodestruirá.

    بيشتر ازسه بار چرخ طلايي رو بچرخون و اينطوري خودشو نابود ميکنه

تصاویر با "rueda"

عباراتی شبیه به "rueda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rueda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه