ترجمه "ruptura" به فارسی
تجزیه, فرار, قطع رابطه بهترین ترجمه های "ruptura" به فارسی هستند.
ruptura
noun
feminine
دستور زبان
-
تجزیه
noun -
فرار
nounAl igual que nuestra ruptura se estaba haciendo una salida limpia.
دقيقاً همون موقع که فراريمون داشت بي دردسر فرار ميکرد.
-
قطع رابطه
terminación de una relación íntima
No se ha recuperado de su violenta ruptura con el profesor Freud.
اون هنوز از صدمات قطع رابطه ش با دکتر " فرويد " بهبود پيدا نکرده.
-
نزاع
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruptura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن