ترجمه "sacudir" به فارسی
تکان دادن, تکاندن, میخ زدن بهترین ترجمه های "sacudir" به فارسی هستند.
sacudir
verb
دستور زبان
mover menear [..]
-
تکان دادن
verbAh, con una sacudida de su trasero.
اه ، اونم با تکان دادن باسنش.
-
تکاندن
VerbMr 6:11. ¿Qué significa la expresión “sacudan el polvo que está debajo de sus pies”?
مر ۶:۱۱—تکاندن خاک پای خود به چه معناست؟
-
میخ زدن
verb -
وول خوردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sacudir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sacudir" با ترجمه به فارسی
-
زمینلرزهها · لرزشهای زمین
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
تلق تلق · تکان · دعواو نزاع · سبو · یکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن