ترجمه "salado" به فارسی
نمکین, شور, محلول نمک بهترین ترجمه های "salado" به فارسی هستند.
salado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
gracioso (referido a personas) [..]
-
نمکین
adjective¿Podría ofrecerte un poco de horrible pescado salado?
میتونم مقداری ماهی نمکین وحشتناک بهت پیشنهاد بدم ؟
-
شور
adjectiveTodos los inyectores están rayados por el agua salada en el combustible.
تمام نفت افشان هاي ما به آب شور دريا وارد شدند
-
محلول نمک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salado
-
شور باتلاقی
عباراتی شبیه به "salado" با ترجمه به فارسی
-
نمک حمّام
-
گوشت پرورده
-
فوتسال
-
سینما
-
اتاق گفتگو
-
استاتها (نمکها)
-
نمکها
-
نمک پاشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن