ترجمه "salival" به فارسی
بزاقی ترجمه "salival" به فارسی است.
salival
adjective
masculine
دستور زبان
Perteneciente o relativo a la saliva.
-
بزاقی
Perteneciente o relativo a la saliva.
por una recurrencia de cáncer salival
که برای بازگشت مجدد سرطان بزاقی بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salival " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salival" با ترجمه به فارسی
-
سرطان غدد بزاقی
-
بيماريهاي غده بزاقي
-
غدد بزاقی
-
غدد بزاقی · غده بناگوشي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن