ترجمه "sello" به فارسی
تمبر, مهر, تمبر پستی بهترین ترجمه های "sello" به فارسی هستند.
sello
noun
verb
masculine
دستور زبان
Pedazo del papel que se pega a las cartas o a los paquetes para pagar su entrega.
-
تمبر
nounTengo que conseguir algunos sellos.
من باید تعدادی تمبر بخرم.
-
مهر
noun properinstrumento de impresión
La parte de la maldición de los hombres lobos, está sellada con la piedra lunar.
بخش گرگينه اي اون نفرين توسط سنگ ماه مهر و موم شده.
-
تمبر پستی
noun
-
ترجمه های کمتر
- frímerki
- استامپ
- انگ
- تاپه
- خاتم
- علامت تجارتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sello " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sello"
عباراتی شبیه به "sello" با ترجمه به فارسی
-
نقش زنی ضد اسپم
-
نشان ایالات متحده
-
محکم چسباندن
-
مهر استوانهای
-
نقش زنی ضد ویروس
-
بستارها · سرپوشسازی · مهر و مومکردن · مهر و مومکردن (بستهبندی)
-
خاتم
-
برچسبهای کیفیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن