ترجمه "semestre" به فارسی
ترم, نیمسال, نیمسال تحصیلی بهترین ترجمه های "semestre" به فارسی هستند.
semestre
noun
masculine
دستور زبان
-
ترم
Durante todo el semestre, cuando mi colega abría la boca, mis estudiantes veían solo una mujer.
تمام طول اون ترم، هر موقع همکارم حرفی در کلاس میزد، آنچه دانشجویانم میدیدند، یک زن بود.
-
نیمسال
nounPasé todo un semestre estudiando su trabajo en AI cuando estaba en Stanford.
من یه نیمسال وقت گذاشتم که روی کارش تو ای.آی مطالعه کنم زمان دانشگاه
-
نیمسال تحصیلی
Nos visitaba una vez al semestre para hablar de su trabajo sirviendo en el extranjero.
اون توی نیمسال تحصیلی یه بار اومد که در مورد کارش توی خدمت در خارج از کشور صحبت کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semestre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "semestre" با ترجمه به فارسی
-
زمستر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن