ترجمه "seno" به فارسی
پستان, سینه, ابسته بهترین ترجمه های "seno" به فارسی هستند.
seno
noun
masculine
دستور زبان
-
پستان
nounY luego, cinco días más tarde, recibí la noticia de que yo tenía cáncer de seno.
و پنج روز بعدش فهمیدم که من هم سرطان پستان دارم.
-
سینه
nounEste es la creciente obsesión con cirugías de aumento de senos.
علاقه شدیدیه که ما به جراحی بزرگکردن سینه داریم.
-
ابسته
noun
-
ترجمه های کمتر
- بطن
- بغل کردن
- حفره
- در آغوش گرفتن
- دریاراه
- رحم
- سینوس (ریاضیات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " seno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "seno"
عباراتی شبیه به "seno" با ترجمه به فارسی
-
سينوسهاي جنببيني · سینوسها
-
سینوس فکی
-
قانون سینوسها
-
هیپرتروفی پستان
-
رفلکس سینوس کاروتید
-
برونشامه · حفره پريكارد · پریکارد
-
سینوس
-
سینوس کرونری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن