ترجمه "sentidos" به فارسی
حسها, ادراک بهترین ترجمه های "sentidos" به فارسی هستند.
sentidos
adjective
noun
masculine
دستور زبان
sienes en la unión
-
حسها
Esto se llama sinestesia, Galton la llamó sinestesia, una combinación de los sentidos.
این به همحسی (سیناستسیا) معروفه -- گالتون این اسم رو روش گذاشته، آمیختگی حسها.
-
ادراک
La conciencia es la habilidad de sentir las cosas, de sentir alegría y tristeza, aburrimiento, dolor y demás.
ادراک توانایی احساس چیزهاست، حسکردن لذت و ناراحتی بیحوصلگی و رنج و این چیزها.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sentidos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sentidos" با ترجمه به فارسی
-
جفنگیات
-
از درازا
-
قابل فهم
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
عقل سليم · عقل سلیم
-
دوسر
-
ارش · اطلاع · حس · خبر · دانش · دلالت ضمنی · علم · عنوان · معنی · مقصود · منظور · هوشیاری · چم
-
لوئیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن