ترجمه "sereno" به فارسی
آرام, افشک, شبنم بهترین ترجمه های "sereno" به فارسی هستند.
sereno
adjective
verb
masculine
دستور زبان
guardia de seguridad [..]
-
آرام
adjectiveQue muestra serenidad, auto-control y que no se agita, especialmente en momentos de tensión.
Está en calma y sereno porque domina la situación.
او آرام و آسوده است، زیرا وضعیت را تحت کنترل دارد.
-
افشک
noun -
شبنم
noun
-
ترجمه های کمتر
- نم
- ژاله
- آرام شده
- آرام کرده
- ارکاک
- افشنگ
- بدون موج
- بشک
- بژم
- بی جنبش
- بیدار کننده
- ترکیب شده
- سقیط
- شهنگانه
- صاف
- پسگک
- پشتک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sereno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sereno" با ترجمه به فارسی
-
آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن