ترجمه "servicio" به فارسی
خدمات, سرویس, خدمت بهترین ترجمه های "servicio" به فارسی هستند.
servicio
noun
masculine
دستور زبان
donde se ocupan las personas [..]
-
خدمات
Realización de una o varias prestaciones cuyo fin es el de satisfacer la clientela. [..]
Es gracioso que te metieras en la industria de servicios.
خيلي خنده داره شما زدين توي کار ارائه خدمات عمومي.
-
سرویس
Eso nos distingue de otros servicios de citas en línea.
ما رو از سرویس های دوست یابی اینترنتیِ دیگه متمایز میکنه.
-
خدمت
noun femininePídale al superintendente de servicio que explique cómo se abarcará el territorio de la congregación.
از سرپرست خدمت بخواهید بگوید که چه ترتیباتی برای پوشش محدودهٔ موعظه دیده شده است.
-
ترجمه های کمتر
- انعام
- کمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " servicio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "servicio"
عباراتی شبیه به "servicio" با ترجمه به فارسی
-
سرویس میزبانی فایل
-
خدمات تعاونی
-
صنعت خدماتي
-
خدمات پس از فوش
-
کیترینگ
-
خدمات مالی
-
همه سرویس ها
-
خدمت مبتنی بر مکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن