ترجمه "seso" به فارسی

مغز, بصل النخاع, مخ بهترین ترجمه های "seso" به فارسی هستند.

seso noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغز

    noun

    Pon a la niña al teléfono, o pinto las paredes con los sesos de Yogorov.

    وگرنه مغز " يوگورو " رو بايد از روي در و ديوار جمع کني!

  • بصل النخاع

  • مخ

    noun

    Ese hombre casi se vuela los sesos, algo que me parecía lo correcto.

    نزديک بود اون مرده يه گلوله تو مخ خودش خالي کنه ، چيزي که من واقعاً فکر ميکردم کارِ درسته

  • ترجمه های کمتر

    • مخچه
    • هيپوتالاموس
    • چليپاي بينايي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "seso" با ترجمه به فارسی

  • بلیژیا ساپیدا
  • مغز به عنوان غذا
  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
اضافه کردن

ترجمه های "seso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه