ترجمه "siembra" به فارسی

بذرافشانی, بذركاري, جايگزيني بذر بهترین ترجمه های "siembra" به فارسی هستند.

siembra noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بذرافشانی

    El primer ejemplo que les pone es el de un hombre que está sembrando.

    عیسی در ابتدا به برزگری اشاره کرد که مشغول بذرافشانی بود.

  • بذركاري

  • جايگزيني بذر

  • كاشت بذر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " siembra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "siembra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "siembra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه