ترجمه "sierra" به فارسی
اره, ارّه, شاهماهی ماکرل بهترین ترجمه های "sierra" به فارسی هستند.
sierra
noun
verb
feminine
دستور زبان
monte (hablado por gente fina) [..]
-
اره
nounاز ابزارهای نجاری [..]
Es como si alguien hubiera serrado una vaca por la mitad.
اوه ، انگار یکی یه گاو رو از وسط اره کرده.
-
ارّه
noun15 balas, sierra para cortar huesos, escalpelo, y algunas herramientas variadas.
15 تا خشاب ، ارّه استخون بُر ، چاقوي کالبد شکافي و يه سري لوازم اينجوري
-
شاهماهی ماکرل
-
ترجمه های کمتر
- ماهي سرو
- ماهي ماكرل اسپانيايي
- ماهي ماكرل شاهي
- ماهي ماكرل كرهاي
- ماهي ماكرل گلهاي
- منشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sierra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sierra"
عباراتی شبیه به "sierra" با ترجمه به فارسی
-
اره منبت كارى
-
جمهوري سيرالئون · سیرالئون
-
ارهها · ارههاي زنجيري · ارههای برقي
-
اره گرد
-
اره عمودبر
-
ارهماهی
-
اره موسیقی
-
سیرالئون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن